دانستنی های بامزه
ـ جویدن آدامس هنگام خرد کردن پیاز مانع از اشک ریزی شما می شود.
ـ اثر لب و زبان هرکس همانند اثر انگشت آن کس منحصر به فرد است.
ـ رشد کودک در بهار بیشتر است.
ـ ۸ دقیقه و ۱۷ ثانیه طول می
کشد تا نور خورشید به زمین برسد.
ـ ظروف پلاستیکی تقریباً ۵۰۰۰۰ سال در برابر تجزیه مقاومند.
ـ تنها قسمتی از بدن که خون ندارد قرنیه چشم است.
ـ شترمرغ در ۳ دقیقه ۹۵ لیتر آب می خورد.
ـ حس بویایی مورچه با حس بویایی سگ برابری می کند.
ـ کرم های ابریشم در ۵۶ روز ۸۶ برابر خود غذا می خورند.
ـ زمان بارداری فیل به دو سال می رسد.
ـ در یک سانتی متر پوست شما ۱۲ متر عصب و ۴ متر رگ و مویرگ است.
ـ شدیدترین نعره ها متعلق به وال است که برابر با صدای موتور جت است.
ـ وقتی یک نوزاد در حال گریه است با صدای ش....ش.... شما آرام می شود به این دلیل
که
صدای آبی که اطراف نوزاد در شکم مادر است را برایش تداعی می کند، در ضمن این دلیل
می تواند پاسخ خوبی به این
سوال: که چرا صدای ساحل دریا به انسان آرامش می دهد؟ باشد.
ـ دلفین ها همانند گرگ ها هنگام خواب چشم هایشان را باز می گذارند.
ـ با نگاه کردن به گوش حیوانات می توانیم به تخم گذار بودن یا بچه زا بودن آنها پی
ببریم.
بدین صورت که تخم گذاران گوششان ناپیدا و بچه زایان گوششان نمایان است، تنها یک
اسثتنا وجود دارد آن هم نوعی
افعی است که بچه زاست اما گوشش دقیقا پیدا نیست.
ـ بیشتر سردردهای معمولی از کم نوشیدن آب است.
ـ انسان امروزی به طور متوسط ۶ سال از عمر خود را تلویزیون نگاه می کند، ۶ سال را
صرف غذا خوردن می کند و یک سوم را می خوابد.
ـ موش دو پای آفریقایی از میدان دید ۳۶۰ درجه برخوردار است.
ـ مغز انسان تنها ۲ درصد از وزن انسان را تشکیل می دهد ولی ۲۵ درصد اکسیژن دریافتی
بدن را به تنهایی مصرف می کند.
- سرعت عطسه یك انسان برابر است با 160 كیلومتر در ساعت
- آب دریا بهترین ماسك صورت است !
- چشم انسان معادل یك دوربین 135 مگا پیكسل عمل می كند !
- 90% سم مار از پروتئین تشكیل شده است !
- مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتی است كه تلویزیون می بینید!
- جوانان هندی شادترین و ژاپنی ها افسرده ترین های جهان هستند!
- قوه چشایی پروانه در پاهای آن قرار دارد!
----------------------------
برخی از قوانين جهان
1. جويدن آدامس در سنگاپور ممنوع است.
2. تقلب کردن در مدارس بنگلادش
غير قانوني است و افراد بالاي 15 براي تقلب به
زندان فرستاده مي شوند.
4. مشاهده فيلم هاي کاراته اي تا
سال 79 در عراق ممنوع بود.
5. در ايسلند زماني داشتن سگ
خانگي ممنوع بود.
6. در آريزوناي آمريکا، کشتن و
شکار شتر ممنوع است.
7. در تايلند همه سينما رو
مجبورند هنگام پخش سرود ملي قبل از شروع فيلم قيام
کنند.
8. در دانمارک روشن کردن ماشين
قبل از چک مردن اينکه بچه اي زير آن خوابيده
است يا نه، ممنوع است.
9. در تايلند انداختن آدامس
جويده شده تان 500 دلار جريمه دارد و قبل از خارج شدن
ازخانه حتما بايد لباس زير
پوشيده باشيد.
10. در سال 1888 در بريتانيا
قانوني تصويب شده که دوچرخه سواران را موظف
مي کرد تا زمان رد شدن ماشين از
کنارشان، زنگ دوچرخه هايشان را بطور پيوسته به
صدا درآورند.
11. در قرن 16 و 17 ميلادي
نوشيدن قهوه در ترکيه ممنوع بود و اگر کسي در حين
خوردن قهوه دستگير مي شدن، به
اعدام محکوم مي شد.
12. در فنلاند زماني پخش کارتون
دونالد داک به علت شلوار نپوشيدن شخصيت
اصليت سريال ممنوع بود.
13. تا سال 1984، بلژيکي ها
مجبور بودند نام فرزندشان را از يک ليست 1500 نفري
در روزهاي ناپلئون بطور رندوم
انتخاب کنند.
14. در برمه دسترسي به اينترنت
غير قانوني است. اگر فردي با اتهام داشتن مودم
دستگير شود، به زندان محکوم مي
شود.
15. اتريش اولين کشوري بود که
مجازات مرگ را در سال 1787 حذف کرد.
16. صد ها سال پيش هر فردي که
قصد داشت از کشور خارج شود، به سرعت اعدام
مي شد.
17. در طول جنگ جهاني اول هر
سربازي که به همجنس بازي متهم مي شد، اعدام
مي شد.
18. در زمان حکومت طالبان در
افعانستان، پوشيدن جوراب سفيد براي زنان به علت
تحريک آميز بودن آن براي مردان
ممنوع بود. در ضمن ماموران پليس دستور داشتند
پنجره خانه ها را با رنگ سياه
بپوشانند تا زنان حاضر در خانه ها ديده نشوند.
19. در 24 ايالت آمريکا صغف حنسي
عامل اصلي طلاق است.
20. در ايالت ميسوري بخش سنت
لوئيس، هنوز هم نجات دادن زنان با لباس خواب،
براي ماموران آتش نشاني ممنوع
است.
21. در انگلستان، سر لاشه هر
نهنگي که پيدا شود متعلق به پادشاه اشت و دم آن
متعلق به ملکه.
22. در فرانسه صدا زدن خوک با
نام ناپلئون ممنوع است.
23. در ويکتورياي استراليا
پوشيدن شلوارک هاي صورتي تحريک آميز در غروب هاي
شنبه ممنوع است.
24. در ويکتورياي استراليا، تنها
متخصصان برق اجازه تعويض لامپ برق را دارند.
25. در انگلستان چسباندن برعکس
تمبر حاوي عکس ملکه، نشانگر خيانت و پيمان شکني با سلطنت است.
26. در ورمونت، زنان تنها با
اجازه کتبي همسرانشان حق استفاده از دندان مصنوعي را دارند.
27. در واشنگتون، وانمود کردن به
داشتن خانواده پولدار ممنوع است.
28. در منطقه کنورسويل ويسکانسين
آمريکا، مردان در هنگام اوج لذت شهواني (ارگاسم) همسرانشان حق تيراندازي ندارند.
29. در اوهايو آمريکا, ماهيگيري
در زمان مستي ممنوع است.
30. در اندونزي مجازات استمنا,
مرگ است.
31. در بخش اروکاي ايالت نوادا،
بوسيدن زنان توسط مردان سبيلو ممنوع است.
32. در ميامي آمريکا، تقليد کردن
رفتار جانواران ممنوع است.
33. در لواي آمريکا، بوسيدن بيش
از 5 دقيقه مجاز نيست.
34. زماني در کشور سوئيس، محکم
بستن در خودرو جرم به حساب مي آمد.
35. در روآتاي ايتاليا، عبور
افراد غير مسيحي از 20 متري کليسا ممنوع است. اما عبور بزرگراهي
از فاصله 15 متري کليساي آن منطقه موجب دردسر پليس شده بود، زيرا امکان توقف
حودرو ها در آن منطقه بزرگران براي چک کردن مسيحي بودن يا نبودن شان وجود
نداشت.
36. در سوئيس داشتن يک پناهگاه
براي شهروند الزامي است.
37. در بحرين پزشکان حق ندارند
در هننگام معاينه به آلت تناسلي زنان مستقيم نگاه کنند، اما اجازه دارند تصوير
آنرا در اينه ببينند.
38. در لينوئيس آمريکا دادن
سيگار روشن به حيوانات ممنوع است
----------------------------------------------
کانال سرگرمی E! لیست جذابترین زنان دنیا را اعلام کرد. در این لیست کارولینا کرکوف، مانکن مشهور به عنوان جذابترین زن دنیا انتخاب شد. در این نظر سنجی آنجلینا جولی و اسکارلت جانسون، بازیگران مشهور هالیوود و جذابترین زنان در دورهای قبلی، جای خود را به کرکوف دادند.
کرکوف
مانکن اهل چکوسلواکی است که مجله فوربز او را به عنوان یکی از پردرآمدترین مانکنهای
دنیا رتبهبندی کرده است.
به نقل از خبرگزاری رویترز، دومین جایگاه این
لیست به بار رافائلی،
سوپرمدل اسرائیلی ودوست دختر لئوناردو
دیکاپریو ، اختصاص یافت. آنجلینا
جولی که اخیرا فرزندان دوقلوی
خود را به دنیا آورده است، در جایگاه سوم لیست جذابترین
زنان دنیا قرار گرفت

عکس 10 زن برتر را در ادامه مطالب ببینید!!!
ادامه مطلب
صبری عنایت کن تا دگر باره بکوشم!
نیرویی عطا کن تا در سختی های روزگار...زیبایی ها را در یابم!
آن زمان که کسی را توان دیدن نیست...امیدم رویایی تازه است و در انتظار و
تو کمکم کن تا بدان دست یابم!
و...بینشی عطا فرما تا به استقلال آینده برسم!
بی ربط نوشت:نمی دونم چرا چند روزه احساس خستگی شدید دارم؟ چهره ها تکراری!!
حرفها تکراری!خبرها تکراری!حوادث تکراری!جدالها تکراری!نوشته وبلاگها تکراری!
به نظرم همه چیز اسیر تکرار شده! و این تکرار تکرار است ...تکرار است.. تکرار.....!
اینم آپی که بعد از عمری موثر واقع شد
هتل
آتلانتیس به ارزش ۷۵۰ میلیون پوند در مساحت ۳۰۰۰ فوت مربع ساخته شده. هزینه اقامت
در این هتل ۱۴۰۰۰ پوند به ازای هر شب می باشد.
این هتل زیبا دارای چندین رستوران با بهترین
سرآشپزها از نقاط مختلف جهان می باشد. همچنین این هتل دارای یک آکواریوم مصنوعی
با بیش از ۶۵۰۰۰ گونه آبزی از جمله کوسه ماهی می باشد که بازدیدکنندگان می توانند در نقاط مختلف
هتل آنها را تماشا کنند.
کارهای هنری بر روی دیوارها و
مجسمه های این هتل بر عهده
vitymi shpilyami بوده است.

بقیه عکسها در ادامه مطالب می باشنننننننندددد
ادامه مطلب
|
نامه به دوست و
همكلاسي
پند و اندرز پدر جان دوست عزيزم همكلاسي
محترم آقا ميثم كه كلاس اول و دوم دبستان با هم در يك كلاس بوديم
و با هم قبول شديم، ديروز جمعه بود، مادرم بجاي يكي از همكارانش رفته بود شركت
براي اضافه كاري تا سر راه آمدن به خانه يك كيلو گوشت بتواند بخرد، گفته بود
اگر توانست يك عدد مرغ هم خواهد خريد . پدر صبح زود رفته بود دم در تا
ماشينش را تميز كند كه بعد از آمدن مادر برود براي مسافر كشي . گفته بود اگر
مسافر به تورش بخورد وقت آمدن شايد بتواند ميوه هم بخرد . پدر بعد از تميز كردن پيكانش
تفاله چايي را كه ديروز از مادر شما قرض كرده و دم كرده بود را در حياط پهن كرد
و بعد از خشك شدن دوباره آن را در قوري ريخت و براي من و خودش چاي دم كرد، بعد
سفره را پهن كرد روي گليم و از داخل كابينت شيشه پر از آب نمكي را كه پارسال
جايت خالي دوست من داخلش پنير بود را با كمي نان از شب مانده را گذاشت مقابل من
و فرمود «پسرم نان را بمال به شيشه و به نيت پنير ليقوان پارسال با چاي
امسال بخور .» بله دوست عزيزم من هم كه نيت كردن بلد هستم تكه اي نان برداشتم و
به نيت پنير ليقوان به شيشه ماليدم و صبحانه ام را خوردم .دوست عزيزم ميثم جان
پدر من مرد زحمت كشي مي باشد ، براي همين مادرم در يك شركت كار مي كند كار نظافت
شركت را انجام مي دهد . كه همگي زندگي كنيم چون پدر پولي را كه از مسافر كشي
بدست مياورد خرج ماشين مي كند، بعضي وقت ها شب ها دير وقت به مغازه ميوه
فروشي مي رود و از آن جايي كه عاشق زن و فرزندش مي باشد دانه هاي انگوري
كه در جعبه مانده است برايمان مي خرد و ما خوشحال مي شويم كه ميوه هم مي توانيم
بخوريم . دوست و همكلاسي عزيزم ميثم خان
« پدرم گفته است كه هميشه مودب حرف بزنم و مودب و باسوادانه بنويسم كه
كسي به ريشش نخندد . من فكر مي كنم نبايد به ريش كسي خنديد... بله بعد از صبحانه
پدرم بر خاست روپوش و روسري و جوراب هاي مادر جان را با لباس هاي كثيف مرا برد
در حياط و در طشت با آب داغ و صابوني كه از همسايه قرض گرفته بود را شست بعد
لباس ها را برد روي پشت بام و آن ها را روي طناب آويزان كرد كه خشك شوند . بعد
از اذان ظهر پدر مومن و خدا دوست من نمازش را خواند و دعا كرد شايد
همسايه اي آشي نذري پخته باشد و ناهار ظهرمان روبراه شود. بله دوست عزيز پدر در
حال انتظار براي مستجاب شدن دعاهايش به من فرمود به پشت بام بروم و
لباس ها را بياورم . من هم به پشت بام رفتم در پشت بام چشمم افتاد به دختر
همسايه كه در پشت بام بود . دختر همسايه تا مرا ديد دست هايش را در پشتش قايم
كرد و بعد از نگاه به سر تا پاي من پرسيد: « تو اين جا چه مي كني؟» من هم مودبانه عرض كردم «آمده
ام لباس هايي را كه پدر جان شسته است را بر دارم تو اين جا چه مي كني؟ دختر
همسايه سر و گردنش را تكاني داد و گفت «خب من هم آمده ام لباس هايي را كه پدر
جانم شسته است را جمع كنم» بله ميثم جان بعد دختر همسايه دستانش را آورد جلو يك
سيب گاز زده در دستش بود آن را به من تعارف كرد و از آن جايي كه پدرم هميشه گفته
چيزي كه تعارف مي شود را نبايد پس زد . من سيب گاز زده را گرفتم بعد از جمع كردن
البسه هاي خشك شده رفتم به خانه . پدر پرسيد «كجا بودي چرا معطل كردي؟» دوست خوب
من من هم ماجرا را به پدر جان گفتم چون دروغگو دشمن خداست.» پدر جان تا
ماجرا را شنيد با كف دستش محكم كوبيد به پيشانيش و گفت «واي پسر بدبخت شدي . من
عرض كردم چرا پدر جان؟ پدر جان سرش را برد عقب و برامده گي گلويش را نشانم
داد و پرسيد «ميدوني اين چيه پسر؟» عرض كردم «نه پدر جان.» پدر
گفت« به اين مي گن «سيب آدم» اون قديما وقتي پدر بزرگ ما
يعني «بابا آدم» در بهشت بود و داشت براي خودش حال مي كرد يك روز مثل همين امروز
در بهشت چشمش افتاد به دختر خوشگلي بنام «حوا» كه خداوند آفريده بود . بعد
خداوند به بابا آدم و ننه حوا فرمود نزديك درخت سيب نرفته و سيب نخورند . باز هم
روزي يه فرشته اي سيب از درخت چيد و داد بدست ننه حوا ننه حوا هم سيب را گاز زد و آن
فرشته به ننه حوا گفت كه سيب گاز زده را به بابا آدم بدهد از آن جايي كه بابا
آدم مرد حرف گوش كني بود ننه حوا بازور سيب گاز زده را در دهان بابا آدم تپاند و
آن سيب گاز زده در گلوي بابا آدم گير كرد و تا حالا براي ما به ارث مانده اگر
بابا آدم سيب را قورت مي داد معلوم نبود الان پدرت بجاي مسافر كشي چه كاره بود؟
پسرم هيچوقت از دست هيچ دختري سيب گاز زده نگير و نخور كه مثل من خواهي شد فهميدي؟
عرض كردم بله پدر جان . پدر گفت حالا برو از آشپزخونه چاقو را بيار شايد ناهار
ما همين باشد . بله دوست عزيزم پدر جان سيب
گاز زده را پوست گرفت و بعد از لعنت فرستادن به شيطان آن را نصف كرد و با هم
خورديم . دوست عزيزم ميثم جان مي دانم تو در آينده مي خواهي دكتر بشوي . پس به
پند و اندرز پدر جان من گوش كن و از دست هيچ دختري سيب گاز زده نگير من از همين
الان پولم را بايد جمع كنم تا بزرگ شدم يك پيكان بخرم براي مسافر كشي و اگر شما
دوست عزيز من مثل من سيبي گاز زده از دختري گرفتي بايد همين كار را بكني تا با
هم يك پيكان شريكي بخريم يك روز من مسافر كشي كنم يك روز تو . در ضمن بايد
بدنبال دو تا دختر باشيم كه كار كنند و پول در بياورند و پدر مادري داشته باشند
كه قبلاً كار كرده و پول دار هستند . نامه من تمام شد اي نامه كه مي
روي بسويش مواظب باش نري خانه دختر همسايه .... توكل |
این وحشیا دیگه کی هستن - انقدر عصبانی شدم که نمی خوام چیزی بنویسم
بقیه عکس ها را در ادامه مطالب ببینید

ادامه مطلب
نگامی كه
صاحبخانه وارد آپارتمانی شد كه به تازگی توسط مستاجرش خالی شده بود،
متوجه شد كه تمام خانه از پایین تا بالا پر از اشغال است.
به گزارش
سرویس «حوادث» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، به نقل از پایگاه اینترنتی تلگراف، آقای دولینگ صاحب 46 آپارتمان در شهر اسلاء در بركشایر انگلستان است.
او خانه خود را در دسامبر سال 2005 میلادی به ازای ماهانه 50
پوند به یك نفر اجاره داده بود، اما هنگامی كه موعد
اجاره به سرآمد و مستاجرش خانه را ترك كرد، او كه
برای بازرسی به آپارتمانش به محل رفته بود، با صحنه عجیبی روبرو شد.
وی در این
باره گفت: هنگامی كه در آپارتمان را باز كردم، برای باز كردن راه
خود به سمت هال مجبور شدم از روی تلی از كارتونها و جعبههای
پیتزا و باقیمانده خوراكیها رد شوم. اما موضوع
به همین جا ختم نشد، آپارتمان 100 هزار پوندی من به
محل آشغالها و زبالهها بیشتر شبیه بود، تا محل سكونت.
وی افزود: آنجا بیش از یكهزار كارتون و جعبه كه محدوده بین سه در چهار
متر را اشغال كرده بودند، وجود داشت. تعداد
بیشماری نامه، روزنامه و كارت پستال، بر روی
دیوارها كه قشری از خاكستر و دود سیگار آن را در بر گرفته بود، پیدا كردم. انگار كه مستاجرم بدون این كه پنجرهها را باز كند، شب و روز سیگار میكشیده است و وان حمام و سینگ و دستشویی به را زیر سیگاری تبدیل كرده بود، جالب این بود كه ته سیگارهای مستاجرم، به شكل هنرمندانهای تنها در یك طرف سینگ دستشویی جاسازی شده بود.
آقای دولینگ در ادامه، گفت: طی 15 سالی كه به كار اجازه مسكن
مشغول هستم، هیچ وقت چنین چیزی ندیده بودم و مستاجری به
این كثیفی نداشتم، به جرات میتوانم بگویم كه این
آپارتمان كثیفترین آپارتمان در كل انگلستان است.
روزنامههای انگلستان نیز به این آپارتمان لقب «كثیفترین
آپارتمان» در كل انگلستان را دادهاند.

بقیه عکس ها هم در ادامه مطالب
ادامه مطلب
شايد شما با
اين عكس آشنا باشيد . اين عكس در ۱۹ آگوست سال ۱۹۹۹ توسط مايكل كلنسى عكاس مجله يو.اس
تودي گرفته شده است .

جنيني كه در اين عكس دست جراح را در دست خود گرفته جنيني
است كه دچار بيماري مادرزادي اسپاينا بيفيدا
( spina bifida ) (بيرون زدگي نخاع به علت بستهنشدن كانال نخاعي ) بوده است . در صورتي كه
حاملگي و رشد جنين به همين شكل ادامه مي يافت در
ماه هاي آتي احتمال مرگ و يا فلج جنين بسيار بالا
بود و براي اولين بار در تاريخ پزشكي قرار شد اين جنين در هفته ۲۱ بارداري در داخل رحم مادر توسط جراح تحت عمل قرار گيرد
.
نام اين كودك ساموئل
( Samuel Armas ) و نام جراح دكتر جوزف برونر
( Dr. Joseph Bruner) است . اين عمل در يك مركز پزشكي
دانشگاهي ( Nashville’s Vanderbuilt University Medical Center ) انجام شد.
اين عكس بارها در اينترنت انتشار يافت بدون آنكه داستان
واقعي آن در جايي ذكر گردد و هر چه انتشار يافت
بيشتر به افسانه و تخيلات گويندگان آن ارتباط داشت
.
بعد
از عمل ، اين جنين ( ساموئل فعلي ) دست خود را از داخل رحم خارج كرد و انگشت جراح را در دست گرفت و با قدرت فشرد به شكلي كه دكتر برونر در تن خود ارتعاش و مورموري را احساس كرد . در اين لحظه عكاس يو.اس.تودي كه براي ثبت تاريخ اولين جراحي داخل رحم در محل حاضر بود تصويري را شكار كرد كه افكار عمومي جهان را تحت تاثير قرار داد.
عكاس مي گويد من در كناري ايستاده بودم و به رحم مادر
نگاه مي كردم ناگهان لرزش رحم را ديدم و خواستم از آن
عكس بگيرم كه ناگهان يك دست از داخل آن خارج شد و
دست جراح را فشرد . من عكس خود را گرفته بودم و اين داستان آنقدر سريع بود كه پرستار پشت سر من فرياد كشيد وآي چه اتفاقي افتاده است
.
اين
عكس به سرعت در و سراسر جهان ارتباطات انتشار يافت .
هيچكس
، هرگز نخواهد فهميد كه اين يك اتفاق بود و يا يك تشكر واقعي .


در ادامه مطالب ببین

ادامه مطلب
هر
ساله مراسم انتخاب زيباترين زنداني در زندان
زنان Good Shepard واقع در بوگوتا
(پايتخت كلمبيا) برگزار مي شود و طي اين مراسم زيباترين
دختر باكره زنداني در كلمبيا انتخاب مي شود.
امسال نيز اين مراسم برگزار شد و دوشيزه
Yuri Uribe به عنوان زيباترين زنداني انتخاب شد. او به جرم حمل مواد مخدر
به تحمل ۵ سال حبس محكوم شده است. زندان Good Shepard بزرگترين زندان
زنان در كلمبيا مي باشد

برای دیدن عکس ها برو تو ادامه مطلب
ادامه مطلب
حجتالاسلام محمدحسن راستگو، رئيس مركز تربيت مربي كودك و نوجوان دفتر تبليغات اسلامي حورزه علميه قم با اشاره به نقاط مثبت و منفي برنامه تلويزيوني «فيتيله جمعه تعطيله» كه روزهاي جمعه از شبكه دوم سيما پخش ميشود، اظهار داشت: استفاده از ديدگاههاي يك كارشناس روحاني كه افزون بر آگاهي عميق از مباني ديني، با زبان هنر هم آشنا باشد، رشد سطح كيفي و محتوايي اين برنامه پر بيننده را در پي دارد.
رئيس مركز تربيت مربي كودك و نوجوان مساله هورا و جيغ كشيدن و سوت و كف زدن را در برنامههاي كودك قابل پذيرش ندانست و ادامه داد: هر چند شايد بتوان از كفزدن با مسامحه گذشت، ولي در موارد ديگر بايد تجديد نظر شود. چرا ما با اين فرهنگ قوي ديني، نوآوري نكنيم و لفظي را بر اساس فرهنگ و مذهب خودمان ابداع نكنيم و از الفاظي مانند هورا استفاده كنيم كه شايد مخفف اهورامزداي زرتشتيان است كه هنگام روشن كردن آتش آن را بيان ميكردند.
تست روانشناسی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تصور کنید در بیابان خشک و بی پایانی در حال راه رفتن هستید خسته،گرسنه،تشنه،پس از 5 ساعت پیاده روی......ناگهان ساختمان مجلل و با شکوهی در جلوی شما ظاهر می شود.
1.ساختمانی که جلوی شما ظاهر شده است چیست؟
الف-یک قصر ب- یک موزه ج-یک هتل د-یک بنای مذهبی (مسجد-کلیسا-......)
2.شما از چه طریقی وارد ساختمان می شوید؟
الف-پنجره ب- در ج- بالکن د- تونل زیر زمینی
وقتی وارد ساختمان شدید آن را بسیار مجلل و باشکوه می یابید......ناگهان صدای در زدن
می شنوید...در را باز می کنید و کسی را می بینید که واقعاً می خواستید با او باشید
3. آن شخص کیست؟
به گشتن ادامه می دهید...پلکانی را می بینید که به طبقه بالا می رود.
4.مارپیچی است یا مستقیم؟
از پلکان بالا می رویم تعداد پله ها را می شمارید.
5.چند پله بود؟(هر عددی از یک تا بی نهایت)
بعد وارد اتاقی می شوید..........
6.دلتان می خواهد این اتاق چقدر بزرگ باشد؟
الف-به اندازه یک آکواریوم
ب-به اندازه یک اتاق معمولی
ج-به اندازه یک جنگل
د-به اندازه اقیانوس آرام
7.دلتان می خواهد رنگ دیوار اتاق چه باشد؟
الف-قرمز ب-سیاه و سفید ج- ارغوانی د-زرد یا پرتقالی و-رنگ های رنگین کمان
یک میز جلوی شما ظاهر می شود...
8.آیا گرد- مربع- مثلث یا بدون شکل خاصی است؟
و ظرفی با 5 میوه روی آن قرار دارد: گیلاس- سیب- کیوی- طالبی-هندوانه
9.یک میوه را انتخاب کنید.......
میوه ای که انتخاب کرده اید شما را به یاد این شخص می اندازد...
10.نام او را بنویسید.
11.شما میوه را برمی دارید و.........
الف-بلافاصله آن را می خورید.
ب- قسمت کرم خورده را می برید و قسمت سالمش را می خورید.
ج-آن را می برید و داخلش را می بینید که کرم خورده است و....بعد به خوردنش ادامه می دهید
د-اگر کرم خورده باشد تمامش را دور می اندازید
از آن ساختمان خارج می شوید و 5 حیوان را می بینید.موش- آهو- اسب- دلفین- فیل
12.این حیوانت را به ترتیب اولویت که برایتان دارند رده بندی کنید..
*******
جواب:
1.نشان دهنده چیزی است که شما بیشتر از بقیه چیزها دنبال آن هستید.
قصر:ثروت موزه:حرفه و شغل هتل:خانه و عشق
مکان مذهبی:اعتقادات یا زمینه رشد روحی و روانی شماست
2.نشان دهنده نوع زندگی است که به دنبال آن هستید.
پنجره:زندگی سرشار از رویدادهای پیش بینی نشده و شگفت انگیز
در:زندگی آرام و امن
بالکن:زندگی مسالمت جویانه و عاشقانه
تونل زیر زمینی:زندگی خطرناک ولی معنی دار پر از تجربه های متفاوت
3.فردی که پشت در می بینید همان کسی است که شما در رویارویی با مشکلات زندگی می توانید کاملاً به او اعتماد کنید.
4.پلکان نشانه زندگی عشقی شماست پیچ در پیچ ولی زیبا - مستقیم معمولی ولی خسته کننده
5.تعدا پله ها:تعداد تلاشهایی که شما امیدوارید برای برقراری رابطه تان به عمل آورید.
6.اندازه اتاق:میزان ماجراجویی هر چه کوچک باشد یعنی شما آدم محافظه کاری هستید
7.رنگ اتاق شخصیت شماست:
قرمز:احساساتی و پر شور سیاه و سفید:منطقی ارغوانی:ماجراجو
زرد و پرتقالی:شادمان و سرحال رنگین کمان:شما در مورد این که واقعاً چه هستید شک دارید
8.شکل میز:زاویه دید شما را نسبت به چیزها یا موقعیت ها نشان می دهد.
مربع:ثابت و منصفانه
گرد:شما می خواهید چیزها را از دیدگاه و نقطه نظر بسیاری افراد دیگر ببینید
مثلث:شما می خواهید مبتکر و اصلی باشید
بی شکل:شما آدم بی اراده ای هستید و همیشه طفره می روید
9.میوه ها نشانگر این هستند که شما به دنبال چه نوع دوستانی می گردید میوه های بزرگتر نشانگر این هستند که نمود فیزیکی و ظاهری برای شما بیشتر اهمیت دارد و میوه های کوچکتر به معنی این هستند که شخصیت افراد برای شما مهم است.
10.این شخص نشانگر نوع دوستانی است که شما به دنبال او هستید.
11.چگونگی خوردن میوه نشانگر این است که شما چگونه با دیگران رفتار می کنید.
الف:یعنی شما کینه ای از دیگران به دل نمی گیرید
ب:یعنی شما فقط نکات مثبت دوستانتان را می پذیرید و از پذیرفتن نکات منفی آنها سرباز می زنید
ج:خوردن آن علیرغم کرم خوردگی یعنی نقاط قوت و ضعف دیگران را می پذیرید
د:دور انداختن یعنی شما آدم بی رحمی هستید.
12. 5 حیوان:
دلفین:شغل و حرفه فیل:خانواده
اسب:عشق موش:انتظار و احترام
آهو: دوستان شما و چیزهایی که به آن توجه دارید است.در يكي از شهرهاي آمریكا، آرایشگری زندگی میكرد كه سالها بچهدار نمیشد. او نذر كرد كه اگر بچهدار شود، تا یك ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او بچهدار شد!
روز اول یك شیرینی فروش ایتالیائی وارد مغازه شد. پس از پایان كار، هنگامی كه قناد خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازهاش را باز كند، یك جعبه بزرگ شیرینی و یك كارت تبریك و تشكر از طرف قناد دم در بود.
روزدوم یك گل فروش هلندی به او مراجعه كرد و هنگامی كه خواست حساب كند، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازهاش را باز كند، یك دسته گل بزرگ و یك كارت تبریك و تشكر از طرف گل فروش دم در بود.
روز سوم یك مهندس ایرانی به او مراجعه كرد. در پایان، آرایشگر ماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد. حدس بزنید فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازهاش را باز كند، با چه منظرهای روبرو شد؟
فكركنید... بالاخره شما هم یك ایرانی هستید. البته بلانسبت شما...
آرايشگر با اين منظره روبرو شد: چهل تا ایرانی، همه سوار بر آخرین مدل ماشین، دم در سلمانی صف كشیده بودند و غر میزدند كه پس این مردك چرا مغازهاش را باز نمیكندخداوند آن مرد روحانی را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود؛ و آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد!
بقیه داستان را در ادامه مطلب بخون !!!
ادامه مطلب



چگونه جای
مناسب برای کارمند جدید را تشخیص دهیم:
1.
400 آجر را در
اتاقی بسته بگذار.
2.
کارمندان جدید را به اتاق وارد نموده و در را ببند.
3-
آنها را ترک کن و بعد از 6 ساعت برگرد.
سپس
موقعیتها را تجزیه تحلیل کن:
<
<
<
الف:
اگر آنها آجرها را دارند می شمرند آنها را بخش حسابداری بگذار.
ب:
اگر آنها برای بار دوم دارند آنها را می شمرند، آنها را در بخش ممیزی بگذار.
س:
اگر آنها همه اتاق را با آجرها آشفته کرده اند، (گند زده اند) آنها را
در بخش مهندسی بگذار.
د:
اگر آنها آجرها را به طرز فوق العاده ای مرتب کرده اند آنها را در بخش برنامه ریزی بگذار.
ای:
اگر آنها آجرها را به یکدیگر پرتاب می کنند آنها را در بخش اداری بگذار.
اف:
اگر آنها در حال خوابند، آنها را در بخش حراست بگذار.
جی:
اگر آنها آجرها را
تکه تکه کرده اند
آنها را در قسمت فناوری
اطلاعات بگذار.
اچ:
اگر آنها بیکار نشسته اند آنها را در قسمت نیروی انسانی بگذار.
آی:
اگر آنها سعی می کنند آجرها ترکیبهای مختلفی داشته باشند و مدام جستجوی بیشتری می
کنند و هنوز یک آجر هم تکان نداده اند آنها را در قسمت حقوق و دستمزد بگذار.
جی:
اگر آنها اتاق را ترک کرده اند آنها را در قسمت بازاریابی بگذار.
کا:
اگر آنها به بیرون پنجره خيره شده اند، آنها را در قسمت برنامه ریزی استراتژیک بگذار.
ال: اگر آنها با یکدیگر در حال حرف زدن هستند: بدون هیچ نشانه ای از
تکان خوردن آجرها، به آنها تبریک بگو و آنها را در قسمت مدیریت ارشد قرار
بده.

Q: What is the similarity
between men and rats?
A: Both
keep searching for new holes.
Q: What is
the closest thing similar to a woman's period?
A: Your
salary, it comes once a month lasts about 5- days and if it doesn't come, it
means you are in big trouble.
Q: What's
the difference between biology and sociology?
A: When the
baby looks like his dad or mom, then it is biology.
When the baby looks like the neighbor, then it is sociology.
Q: What's
the height of recycling?
A: Sending
a sanitary napkin for dry cleaning.
Q: You look
so weak & exhausted. Are you having 3 meals a day as I have advised?
(Doctor)
A: Doctor,
I thought you said 3 males a day. (Lady)
Q: Girl
friend & boy friend go for a movie. In the dark, a mosquito enters the
girl's skirt. Guess where it would have bitten?!!!!! !!!!!!!
A: The boy
friend's hand.
Q: Tarzan and the animals went to the river to take a bath. Tarzan
removed his clothes. All the animals laughed. Tarzan asked "Why"?
A: The
animals told him. Your tail is in front".
يك داستان عجيب
لطفا آن را تا انتها بخوانيد
اتومبيل مردي كه به تنهايي سفر مي كرد
در نزديكي صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حركت كرد و به رئيس صومعه
گفت : «ماشين من خراب شده. آيا مي توانم شب را اينجا بمانم؟ »
رئيس صومعه بلافاصله او را به
صومعه دعوت كرد. شب به او شام دادند و حتي ماشين او را تعمير كردند. شب هنگام وقتي
مرد مي خواست بخوابد صداي عجيبي شنيد. صداي كه تا قبل از آن هرگز نشنيده بود . صبح
فردا از راهبان صومعه پرسيد كه صداي ديشب چه بوده اما آنها به وي
گفتند :« ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»
مرد با نا اميدي از آنها تشكر كرد و
آنجا را ترك كرد.
چند سال بعد آن مرد باز هم در مقابل همان صومعه توقف كرد .
راهبان صومعه باز هم وي را به صومعه
دعوت كردند و از وي پذيرايي كردند . آن شب باز هم او آن صداي مبهوت كننده عجيب را
كه چند سال قبل شنيده بود ، شنيد.
صبح فردا پرسيد كه آن صدا چيست اما
راهبان باز هم گفتند: :« ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يك
راهب نيستي»
اين بار مرد گفت «بسيار خوب ، بسيار
خوب ، من حاضرم حتي زندگي ام را براي دانستن فدا كنم. اگر تنها راهي كه من مي
توانم پاسخ اين سوال را بدانم اين است كه راهب باشم ، من حاضرم . بگوئيد چگونه مي
توانم راهب بشوم؟»
راهبان پاسخ دادند « تو بايد به تمام
نقاط كره زمين سفر كني و به ما بگويي چه تعداد برگ گياه روي زمين وجود دارد و
همینطور باید تعداد دقيق سنگ هاي روي زمين را به ما بگويي. وقتي توانستي پاسخ اين
دو سوال را بدهي تو يك راهب خواهي شد.»
مرد تصميمش را گرفته بود. او رفت و 45
سال بعد برگشت و در صومعه را زد.
مرد گفت :« من به تمام نقاط كره زمين
سفر كردم و عمر خودم را وقف كاري كه از من خواسته بوديد كردم . تعداد
برگ هاي گياه دنيا 371,145,236, 284,232 عدد است. و 231,281,219,
999,129,382 سنگ روي زمين وجود دارد»
راهبان پاسخ دادند :« تبريك مي گوييم . پاسخ هاي تو كاملا صحيح است . اكنون تو يك راهب هستي . ما اكنون
مي توانيم منبع آن صدا را به تو نشان بدهيم.»
رئيس راهب هاي صومعه مرد را به سمت يك
در چوبي راهنمايي كرد و به مرد گفت : «صدا از پشت آن در بود»
مرد دستگيره در را چرخاند ولي در قفل
بود . مرد گفت :« ممكن است كليد اين در را به من بدهيد؟»
راهب ها كليد را به او دادند و او در
را باز كرد.
پشت در چوبي يك در سنگي بود .
مرد درخواست كرد تا كليد در سنگي را هم به او بدهند.
راهب ها كليد را به او دادند و او در
سنگي را هم باز كرد. پشت در سنگي هم دري از ياقوت سرخ قرار داشت. او باز هم
درخواست كليد كرد .
پشت آن در نيز در ديگري از جنس ياقوت
كبود قرار داشت.
و همينطور پشت هر دري، در ديگر از جنس
زمرد سبز ، نقره ، ياقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت.
در نهايت رئيس راهب ها گفت:« اين كليد
آخرين در است » . مرد كه از درهاي بي پايان خلاص شده بود قدري تسلي يافت. او
قفل در را باز كرد. دستگيره را چرخاند و در را باز كرد . وقتي پشت در را ديد و
متوجه شد كه منبع صدا چه بوده است متحير شد. چيزي كه او ديد واقعا شگفت انگيز و
باور نكردني بود.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اما من نمي توانم
بگويم او چه چيزي پشت در ديد ، چون شما راهب نيستيد .
لطفا به من فحش
نديد؛ خودمم دارم دنبال اون احمقي كه اينو براي من فرستاده مي گردم تا حقشو
كف دستش بگذارم.
و بهترینت را خوشحال کنی
برو به ادامه مطالب
خوب معنی رز ها و رنگ و تعداد اونا رو گذاشتم برای تو
ادامه مطلب





